به گزارش گروه وبگردی « سراج24 » به نقل از تهران پرس، چندی پیش جنازه فریدون فرخزاد از محل موقت دفن شده اش با تشریفاتی به گورستانی در شهر بن آلمان با حضور جمعی از ایرانیان و خانواده اش مجددا تشییع شد و همین بهانه ای تازه شد برای ساخت سری جدیدی از مستند های سریالی شبکه من و تو که در ابتدا جنبه هایی فرهنگی – علمی را دنبال میکرد اما با پیوستن فرح دیبا همسر بهائی شاه مخلوع ایران به گردانندگان این شبکه سعی شد تا با پیگیری سوژه های تاریخی – سیاسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی به تطهیر برخی چهره های منفور در نظر مردم ایران نظیر رضاخان ؛شاپور بختیار یا شاه خائن بپردازد .
در ادامه همین مستند های سریالی من و تو سعی کرد تا به بهانه سالگرد مرگ ، فریدون فرخزاد مستندی با عنوان «شب بود» درباره زندگی وی پخش کند امری که دو سال است به حالت رپورتاژ برای این شبکه در آمده و به بهانه های مختلف صورت می پذیرد .
در این مستند سعی شد تا با بهره گیری از رها اعتمادی چهره آشنای شبکه من و تو و مجری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش برای روایت گری و با مصاحبه توسط چهره های جنجالی نظیر خواننده مرتد شاهین نجفی یا چند شخصیت ضد انقلاب مطرح به رنگ و لعاب آن بیش از قسمت اول اضافه شود .
فریدون فرخزاد، شاعر موسیقی های منحرف و بنیانگذار شوی تلویزیونی ( میخک نقرهای) بود که با داشتن تحصیلات علوم سیاسی بیشتر ترجیح می داد وقت خود را برای پرورش خوانندگان زن صرف کند و بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با فرار از کشور و از دست رفتن فضای هرزگی توسط این افراد در ایران سعی کرد با گریختن از کشور تشکیلاتی سیاسی را علیه نظام اسلامی طرح ریزی کند و با تبلیغات ضد فرهنگی و با ساختن شو های به ظاهر فرهنگی و با لایه های سیاسی به نوعی به مبارزه با انقلاب مردم ایران بپردازد .
وی در زمان جنگ تحمیلی توانست با متصل شدن به جریان سازمان منافقین بارها و بارها به عراق سفر کند و ماموریت خود را که ایجاد تشکیک و دو دلی در میان اسرای ایرانی بود را به انجام برساند ولی هیچگاه به مقصد هدف های خود نرسید ؛ وی با حضور در اردوگاه های اسرای ایرانی سعی می کرد با اجرای شوهای منحرف یا برگزاری برنامه های سیاسی و ارائه وعده های زندگی در اروپا ذهن اسرای ایرانی را از هدف خود که پاسداری از انقلاب اسلامی بود منحرف سازد .
همجنس گرایی و فریدون فرخزاد
فریدون فرخزاد هیچگاه صراحتاً به گرایش جنسی خود اشاره نکرد و احتمالا به دلیل ترس از "حرف مردم" و نفرت عمومی تا پایان عمر به قول آمریکایی ها به صورت یک "همجنسگرای در پستو" باقی ماند تنها آمده است که در اوایل دهه ۵۰ یکی از مجلات هفتگی تهران به نقل از همسر او پرده از روابطش با مردان برداشت و اینچنین نوشت: امروز که فرخزاد دیگر در میان ما نیست، این وظیفه ی دوستداران و پژوهندگان شعر و موسیقی اوست که با انجام مصاحبه با خویشاوندان و دوست پسرهایش و کندوکاو در آثار و نامه هایش این گرایش فریدون فرخزاد را که صحبت درباره ی آن تاکنون از پچ پچه و حرف درگوشی فراتر نرفته روشن کنند و به آن سندیت بخشند و بدین ترتیب خاطره ی او را به نحوی عمیق و پرمعنا نه سطحی و پرهیاهو گرامی بدارند این امر نه فقط از این لحاظ اهمیت دارد که همجنس گرایی نقش مهمی در آفرینش هنری فریدون داشت، بلکه همچنین از لحاظ نیازهای جامعه ی همجنس گرایان ایرانی و به رسمیت شناختن حقوق انسانی این اقلیت جنسی حائز اهمیت است!
در هر حال شبکه های ماهواره ای فارسی زبان چند سالی است که در حکم دایه مهربان تر از مادر به تامین سرگرمی برای مخاطبان ایرانی می پردازند آنها در برنامه های مختلف و با حضور مجریان رنگارنگ خود، یک روز به سراغ جدیدترین سبک های موسیقی روز دنیا می روند و چهره های تازه موسیقی دنیا را معرفی می کنند و روزی دیگر در برنامه ای تازه، آلبوم های موسیقی تولید شده در داخل ایران را در کنار بهترین آلبوم های موسیقی دنیا در یک هفته معرفی می کنند. در برنامه ای دیگر مشاغل گوناگون و مختلف معرفی می شود و یک برنامه نیز که در آن «همه چیز درهمه»، به نمایش عکس ها و فیلم های ارسالی از سوی مخاطبان اختصاص پیدا می کند؛ از عکس های سیزده بدر گرفته تا عکس اتوموبیل شخصی و حتی سفره افطار این شبکه ها پس از آنکه اعتماد مخاطبان را به دست می آوردند، به سراغ ماموریت اصلی خود می روند این حرکت نیز با زیرکی صورت می گیرد و برخلاف برخی شبکه های ایدئولوژی محور که در آنها همه چیز در «سطح» قرار دارد، شبکه های مورد اشاره در حرکتی آهسته و پیوسته و به گونه ای که در مخاطب دلزدگی ایجاد نشود، اهداف پنهان خود را دنبال می کنند .
این در حالی است که بخش عمده ای از مخاطبان امروز رسانه های فارسی زبان را مخاطبان جوانی تشکیل می دهند که دهه دوم زندگی خود را سپری می کنند سن و سال آنها حتی به اواخر سال های دفاع مقدس نیز قَد نمی دهد. این نسل کمتر علاقه به خواندن کتاب نشان می دهد ـ شمارگان محدود 1000 و نهایتا 2000 تایی کتاب موید این نکته است ـ و بیشتر ترجیح می دهد تا پاسخ سوال ها و دغدغه های خود را از فضای مجازی و رسانه هایی همچون تلویزیون پیدا کند. در نگاه این نسل، نسبت به گذشته حسی توام با نوستالوژی وجود دارد به همین دلیل است که در فضای مجازی، انجمن های مختلفی با موضوع «دهه شصت و دهه شصتی ها» شکل می گیرد و محملی برای خاطره بازی می شود اما رویکرد به گذشته در این فضا، رویکردی تاریخی یا تحلیلی نیست بلکه نگاهی مبتنی بر حس و حال دوست داشتنی دوران قدیم است و همین امر بهترین فرصت را به دست گردانندگان این شبکه ها می دهد تا با تاریخ سازی به سبک خود چهر های منفور گذشته ار در حد یک قدیس پاک بالا ببرد .
شبکه من و تو در طول سال های گذشته نشان داده که به خوبی این حساسیت را می شناسد و می داند چگونه از آن بهره ببرد. حتی زمانی که به سراغ خواننده های پیش از انقلاب می رود و در این خصوص برنامه ای نوستالوژیک می سازد، بخش مهمی از برنامه تبدیل به طرح نکات سیاسی و انتقادی از سوی خوانندگان نسبت به جریان انقلاب اسلامی می شود. این شبکه در برنامه هایی با موضوع تاریخ معاصر ایران، خط فکری خاصی را دنبال می کند که در یک کلام ایجاد تشکیک نسبت به انقلاب اسلامی و طرح نکاتی انحرافی نسبت به انقلاب است. در مستندهایی همچون: «من و ملکه» با موضوع زندگی فرح پهلوی، جشن های دو هزار و پانصد ساله و تله تئاتری با موضوع آتش سوزی سینما رکس، برنامه سازان این شبکه همواره تلاش کرده اند تا تصویری بسیار ایده آل، آرمانی و مترقی از دوران پهلوی ارائه کنند.



